مصرف بیرویه مواد شیمیايی نیز در کشاورزی، سبب بروز مشکلات زیستمحیطی گوناگونی شده است.
کشاورزی به صورت مهمترین روش تأمین غذای انسان، ساختمان و عمل اکوسیستمهای طبیعی را به شدت تغییر داده است.
بهرهبرداری انسان از منابع طبیعی همواره به صورت یکجانبه و بیرویه بوده است و بهرهبرداری از این منابع, بدون رعایت جنبههای حفاظتی آن و تنها بر اساس تأمین منافع کوتاهمدت انجام میگیرد.
رشد فزاینده جمعیت و بحران کمبود غذا، سبب بهرهبرداری بیش از اندازه از منابع طبیعی و در نتیجه بر هم خوردن توازن بیولوژیکی بوده است.
مصرف بیرویه مواد شیمیايی نیز در کشاورزی، سبب بروز مشکلات زیستمحیطی گوناگونی شده است.
کشاورزی پایدار (Sustainable Agriculture) به مدیریت صحیح منابع کشاورزی اطلاق میگردد که براي رفع نیازهای در حال تغییر بشر به کار برده شود و در عین حال, منابع طبیعی و نیز کیفیت محیط زیست را حفظ کند و حتی بهبود بخشد.
کشاورزی پایدار سودمند و ادامهدار، بر حفظ منابع طبیعی متکی است. این شیوه کشاورزی، اقتصادیترین و در عین حال سودمندترین نحوه استفاده از انرژی و تبدیل آن به محصولات کشاورزی، بدون تخریب حاصلخیزی خاک و کیفیت محیط زیست است.
این روش کشاورزی، دیدگاهی فراتر از اقتصاد تولید و مصرفي دارد؛ به طوری که در آن, همبستگی بین اقتصاد تولید، ثبات اکولوژیک و حفظ محیط زیست به صورتی جامع در نظر گرفته میشود.
در کشاورزی پایدار، افزایش جریان انرژی در اکوسیستم آن و نجات کشاورز مبتدی از زراعت برای خودمصرفی و نیز صرفهجويی در مصرف انرژی در راستای حفاظت از کشاورزی پایدار و حفظ محیط زیست دنبال میشود.
کشاورزی پایدار نوعی بینش جامع است که در آن, جنبههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی و حتی فلسفی با یکدیگر تلفیق یافتهاند و ابعاد فرهنگی آن کمتر از جنبههای فنی و علمي نيست.
در این روش، براي کاهش مصرف سموم، علفکشها و کودهای شیمیايی از تناوب زراعتی، عملیات مبارزه بیولوژیکی و استفاده از شیوههای بهزراعی و بهنژادی و نیز جایگزینی کود سبز و انواع کودهای حیوانی به جای کودهای شیمیايی استفاده میشود. در نتیجه میزان خسارت و اثرهاي سوء مواد شیمیايی به سلامت انسان، منابع طبیعی، محیط زیست و جوامع روستايی و شهری به حداقل کاهش مییابد. در آغاز قرن بیستم مفاهیم کلیگرايی در برابر فردگرايی شکل گرفت.
ظهور افکار کلیگرايی که در آن به روشهای طبیعی به صورت الگو مینگرد و بر نقش کشاورز در توسعه اين نظام متکی است، به توسعه مفاهیمی انجاميد كه امروزه به نام کشاورزی جایگزین (Replaceable Agriculture) نامیده میشود.
در دهه اول ۱۹۰۰، کشاورزی جایگزین به موازات کشاورزی صنعتی شکل گرفت. اولین شرکت سازمانیافته کشاورزی، جنبش کشاورزی بیودینامیک (Bodynamic Agriculture) بود که از سخنرانیهای «رودلف استینر» بنیانگذار علم شناسايی طبیعت انسانی در سال ۱۹۲۴ شروع شد.
اصول کشاورزی بیودینامیک شامل روشهای مناسب زراعت و باغبانی است و تنوع کشت، چرخه دوباره مواد، اجتناب از مصرف مواد شیمیايی، متمرکز نبودن تولید و توزیع و غیره را در بر میگیرد.
منبع:
ماهنامه سرزمین سبز
+ نوشته شده توسط جلال بهزادنژاد در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت
18:7 |